علي الأحمدي الميانجي
52
مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى)
فصل پنجم - مهر و متاع همچنين از آيات قرآن مجيد كه در موضوع مالكيت خصوصى براى اهل تحقيق مفيد است ، آيات وارده دربارهء مهريهء بانوان و آيات مربوط به « متاع » آنان در هنگام طلاق است . در دين مقدس اسلام ممكن است بانوان با شوهران خود در حين عقد ازدواج مقدارى ( كم يا زياد ) از مهر توافق و در متن عقد ذكر كنند ، در اين صورت زن فقط همان مقدار را از شوهرش شرعاً طلبكار است و اگر هنگام عقد خواندن صحبت از مهر نكردند ، پس از انجام گرفتن عمل زناشوئى مهر المثل ( يعنى مقدارى كه حسب عرف محل براى امثال اين زن مهر قرار مىدهند ) شرعاً به گردن شوهر ثابت مىشود ، يعنى همان مقدار را زن از شوهر خود بستانكار خواهد بود . مهر المثل ، قهراً به حكم عرف محل تعيين مىشود ، اما مهرى كه در ضمن عقد تعيين مىشود ، كم يا زياد بودن آن شرعاً در دست زن و شوهر و به اختيار آنها مىباشد و بستگى به رضايت طرفين دارد ، اگر زن و مرد به مقدار كمى راضى شدند همان اندازه را مرد مديون است و اگر زن جز به مهر سنگين راضى نشد و شوهر هم راضى شد ، باز همان اندازه را بدهكار است ، حتى در قرآن كريم فرموده است : « وَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً » يعنى و لو به هر زنى به اندازهء قنطار مهر قرار بدهيد ، طمع خوردن آن را نداشته باشيد . قنطار در لغت به معناى مال زياد آمده است ، در اقرب الموارد گفته شده است : « القنطار وزن اربعين اوقية من ذهب او الف و مأتا اوقية و قيل سبعون الف دينار و قيل ثمانون الف درهم و قيل مائة رطل من ذهب او فضة و قيل الف دينار و قيل ملؤ مسك ثور ذهبا او فضة و قيل هو المال الكثير » .